Prototype چیست؟


لغت Prototype از دو لغت لاتین Proto به معنای اصلی (Original) و Typus به معنای مدل (Model) ساخته شده است.
Prototype به معنای پیش نمونه یا نمونه اولیه مدلی است که برای آزمایش مفهوم یا فرایند یک محصول شبیه سازی شده است. Prototype در زمینه های مختلفی نظیر معنا شناسی، طراحی، الکترونیک و علوم نرم افزاری استفاده می شود. Prototype عموماً توسط تحلیلگرها یا کاربرها و به منظور ارزیابی یک طراحی جدید بکار گرفته می شوند تا بتوان میزان دقت را در آن افزایش داد.

تفاوت های بین Prototype و محصول نهایی

بطور کلی، ماهیت یک Prototype با محصول نهایی از برخی جهات تفاوت های بنیادین دارد:

• مواد

موادی که برای ساخت محصول نهایی بکار می روند ممکن است گران قیمت باشند و یا روند ساخت آنها دشوار باشد. بنابراین، موادی که در ساخت Prototype بکار می روند در اکثر موارد از نسخه نهایی متفاوت هستند.

• فرایند

فرایندهای تولید انبوه معمولاً برای تولید تعداد اندکی نمونه مناسب نیستند و هزینه زیادی را به بار می آورند. بنابراین، Prototypeها اغلب بوسیله فرایندهای ساخت متفاوت تری نسبت به نسخه نهایی تولید می شوند. به عنوان مثال، اگر قرار باشد که محصول نهایی با تکنیک قالب سازی تزریق پلاستیک (که نیازمند ابزار اختصاصی گران قیمت است) ساخته شود، Prototype آن باید با روش هایی مانند ماشین سازی یا استریولیتوگرافی ساخته شود. این تفاوت در نوع ساخت موجب تفاوت در ویژگی های ظاهری Prototype و محصول نهایی نیز می شود.

• تأیید

محصول نهایی باید تحت آزمون هایی به منظور کنترل کیفیت قرار گیرد تا انطباق آن با طرح و مشخصات اولیه تأیید شود. برای انجام این آزمون ها به مواردی از قبیل تجهیزات اختصاصی بازرسی، روش های نمونه گیری آماری یا سایر تکنیک های متناسب به منظور تولید انبوه محصول نهایی نیاز داریم. در حین ساخت Prototypeها عموماً بررسی های دقیق تری صورت می گیرد و این فرضیه همواره وجود دارد که یک سری تغییرات و بازنگری ها روی آن انجام خواهد گرفت. علاوه بر این، Prototypeها مستلزم به رعایت کلیه شرایط و استانداردهای مربوط به نسخه نهایی محصول نمی باشند.

اهمیت ساخت Prototype

هیچ چیزی به اندازه ساخت Prototype یا Prototyping شما را به عملکرد محصول نهایی نزدیک نمی کند. در حالیکه قاب های چوبی و ماکت ها برای نمایش طراحی ها و حس و بافت آنها بکار می روند، این Prototypeها هستند که تجربه ما ورای "تجربه کاربری" (User Experience) را زنده می کنند.
با این که صرفنظر کردن از ساخت Prototype ممکن است در زمانی که شما برای طراحی در اختیار دارید صرفه جویی کند، اما این زمان مازاد ممکن است بارها و بارها در مراحل بعدی ساخت محصول به هدر رود. در نظر داشته باشید که افراد قبل از خرید لباس آن را پرو کرده و قبل از خرید ماشین آن را امتحان می کنند. بنابراین، کاملاً منطقی است که شما طراحی خود را حتماً در شرایطی تعاملی مورد آزمون قرار داده و سپس وارد مرحله تولید انبوه شوید. بطور کلی، این "تعامل" است که موجب می شود کاربران به راه حل مشکلات موجود در طراحی خود دست پیدا کنند.
سفر ساخت یک محصول شامل گام های متعددی است که با پیمودن آن به مرحله ای می رسیم که بتوانیم آن را برای تولید انبوه آماده نماییم. هر محصولی گروه هدف خاص خود را داراست که به گونه ای قصد برطرف کردن نیازهای افراد آن گروه را دارد. برای ارزیابی میزان موفقیت محصول در حل این مشکلات، یک مدل کارا به نام Prototype ساخته می شود و بوسیله کاربران احتمالی و سهامداران مورد آزمایش قرار می گیرد.
بنابراین، برای درک دقیق تر نیازها و توقعات مخاطبین هدف خود باید ابتدا یک ماکت از محصول خود ساخته، تأیید آن را از سهامداران گرفته، فیدبک مخاطبین را دریافت کرده، با همکاران خود مشورت نموده، تغییرات لازم را ایجاد کرده و به اندازه ای این فرایند را تکرار کنید تا ذهنیت واضحی از آنچه که می خواهید تحت عنوان محصول نهایی روانه بازار کنید، بدست آورید. دریافت فیدبک و اعمال تغییرات روی محصول در مراحل اولیه بسیار راحت تر از زمانی است که محصول آماده برای تولید انبوه است. با این کار، در تلاش و هزینه شما صرفه جویی شده و محصول شما در جهت درست هدایت خواهد شد.

مزایای Prototyping

• درک بهتر از هدف طراحی

ساخت Prototype نه تنها تجسم مناسبی از طراحی ارائه داده و درک جوانب ظاهری و کاربری محصول نهایی را تسهیل می بخشد، بلکه به تیم طراحی کمک می کند تا منظور خود از طراحی، ماهیت آنچه که طراحی می کنند و همچنین گروه مخاطبانی که محصول را برای آنها طراحی می کنند را بهتر بفهمند.

• بازخورد زود هنگام

یکی از مهم ترین جوانب فرایند ساخت محصول، جمع آوری بازخوردهاست. با استفاده از Prototype شما قادر خواهید بود در هر مرحله از روند ساخت محصول، واکنش ها را پیرامون موضوعات مختلف مانند اضافه کردن ویژگی های جدید و یا طراحی مجدد بخش هایی از محصول بدست آورده و در صورت لزوم آنها را در طراحی های خود لحاظ نمایید. سعی کنید محصول خود را مورد آزمایش قرار داده و ببینید از چه جهاتی برای جامعه هدف شما مؤثر و از چه جهاتی غیر کارامد است. اهداف خود را به اتفاق اعضای گروه خود، کادر مدیریت و سهامداران تعریف نموده و به بهترین تصمیم جمعی برسید.

• تغییرات به موقع و زود هنگام در زمان و هزینه شما صرفه جویی می کنند

تغییرات اعمال شده در جهت رسیدن به هدف نهایی فقط به معنای ساخت مجدد و افراطی نیست؛ بلکه، تفکر، تحقیق و بازنگری وسیع تری مورد نظر است. با در اختیار داشتن یک نمونه اولیه همیشه این امکان وجود دارد تا بتوان تغییرات دلخواه را در زودترین زمان ممکن اعمال نمود؛ بدون این که نیاز به سرمایه یا تلاش زیادی برای خلق نسخه نهایی محصول داشته باشید. بنابراین، اعمال تغییرات در زمان مناسب شما را یاری می دهد تا سریع تر اهداف خود را تحقق ببخشید.

• اعتبارسنجی قبل از ساخت

ساخت Prototype به شما اجازه می دهد بین چرخه های تکراری فرایند ساخت و قبل از تولید نهایی بتوانید فرصتی را برای بحث و مناظره بدست آورید. این فرایندهای تکراری به شما کمک می کنند تا در مورد این که آیا محصولی که می سازید واقعاً مورد نیاز است یا خیر، اطمینان بیشتری بدست آورید.

• تحقیق کاربری (User Research) و آزمایش کاربری (User Testing)

کاربران حرف اول را میزنند و از اهمیت فوق العاده ای برخوردار هستند. بنابراین، شناسایی کاربران احتمالی و جمع آوری نظرات آنها به منظور ارائه بهترین خدمات به آنها بسیار پر اهمیت است. ساخت Prototype در این راه به شما کمک شایانی می کند. در حقیقت، هدف نهایی خلق Prototype در واقع، آزمایش میزان کاربری آن است که به شما می گوید محصول شما تا چه اندازه برای مصرف کننده نهایی قابل استفاده و ارزشمند است. با بدست آوردن ورودی های متفاوت و همچنین کسب بینشی مفید در رابطه با نحوه استفاده کاربران واقعی از محصول و بخش های قابل تقویت آن، شما قادر خواهید بود به مشکلات آنها پی ببرید.

انواع Prototype

طراحی Prototype تنها یکی از بخش های روند طراحی و ساخت محصول است. رویکردهای متعددی برای ساخت Prototype وجود دارد. انتخاب رویکردی درست که با محدودیت های زمانی و منابع شما متناسب باشد از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

1. Low Fidelity Prototype

Lo-fi ها Prototypeهایی کاغذی هستند که در مراحل اولیه بسیار عالی بوده و در حین فرایند به تدریج تقویت شده و کامل می شوند. با استفاده از این نوع Prototype اعمال تغییرات با سهولت و سرعت کافی صورت می گیرد. تمرکز این رویکرد بیشتر روی روش استفاده از محصول است تا ویژگی های ظاهری آن. این امر طراحان و سازندگان را نسبت به دریافت فیدبک کاربران آماده تر می کند. Prototypeهای Lo-fi درک مناسبی از محصول را هم برای طراحان و هم برای مخاطبان فراهم می آورد؛ اما با پیچیده تر شدن محصول، این رویکرد به تدریج کارایی خود را از دست می دهد. این موضوع تأثیر Prototypeهای کاغذی را در میزان انطباق آنها با عمق مورد نیاز در طراحی می کاهد.

2. Medium Fidelity Prototype

Prototypeهای Medium-fi رویکردی است که در آن محصول با در نظر گرفتن استاندارد های عملکردی کاربردی و علیرغم محدودیت های احتمالی خلق می شود. این رویکرد بر پایه استوری برد (فیلم نامه مصور) و سناریوی کاربر کار می کند. این نوع Prototype بیشتر در مراحل متوسط و میانی روند ساخت و در واقع بین Lo-fi و Hi-fi کاربرد دارد.

3.    High Fidelity Prototype

Hi-fiها معمولاً در اکثر موارد با محصول نهایی اشتباه گرفته می شود چرا که این نوع Prototype به محصول انتهایی بسیار نزدیک است. Prototypeهای Hi-fi یک تجربه واقع گرایانه را از محصول با تمام عملکردها و قابلیت های واقعی آن ارائه می دهند. اگر چه که ساخت آنها می تواند بسیار هزینه بر و زمان بر باشد.
استفاده از Hi-fiها برای به بحث گذاشتن بخش های پیچیده محصول بسیار ایده آل است. اما نکنه اینجاست که ساخت Hi-fiها در مراحل ابتدایی ممکن است حتی گیج کننده هم باشد و نتواند به طراحان اطلاعات کافی و لازم را بدهد که این مشکل باعث می شود تا آنها سرانجام در پیچیدگی محصول گم شوند.