دیجیتال مارکتینگ چیست؟


دیجیتال مارکتینگ یک واژه مادر برای بیان تمام اقدامات بازاریابی شما در فضای آنلاین است. کسب و کارها اغلب از کانال های دیجیتالی نظیر جستجو در گوگل، رسانه های اجتماعی، ایمیل و وبسایت خود نهایت استفاده را برده تا با مشتریان موجود و همچنین احتمالی خود در آینده ارتباط برقرار کنند.
حقیقت این است که امروزه افراد در مقایسه با 12 سال گذشته دو برابر بیشتر از زمان خود را در فضای آنلاین سپری می کنند. با این وجود، بدیهی است که سلیقه و روش خرید کردن مردم نیز تغییر کرده است. بنابراین، امروزه باید با مخاطبان خود در محلی ملاقات کنید که در آنجا مشغول وقت گذرانی هستند و این محل همان "اینترنت" است.
بسیاری از متخصصان، بازاریابی درونگرا / ربایشی (Inbound Marketing) را مترادف با دیجیتال مارکتینگ می پندارند. اما در واقع تفاوت های جزئی بین این دو وجود دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

دیجیتال مارکتینگ دقیقاً چیست؟

از وبسایت شما گرفته تا دارایی های با ارزش شما در برندینگ مانند تبلیغات دیجیتال، ایمیل مارکتینگ، بروشورهای آنلاین و مواردی دیگر از این دست همگی جزء طیف وسیع تاکتیک ها و آیتم های مفیدی هستند که در زیر چتر دیجیتال مارکتینگ جای می گیرند. همه افراد موفق در زمینه دیجیتال مارکتینگ اذعان داشته اند که همواره تصویر روشنی از نحوه تأثیرگذاری هر یک از این دارایی ها و تاکتیک ها بر تحقق اهداف جامع خود در ذهن داشته اند.
در اینجا اشاره ای به خلاصه ای از متداول ترین این دارایی ها و تاکتیک ها خواهیم داشت:

دارایی های ارزشمند / Assets

•    وبسایت
•    پست های وبلاگ
•    کتاب های الکترونیک
•    اینفوگرافی ها
•    ابزار تعاملی
•    کانال های رسانه های اجتماعی (فیس بوک، LinkedIn، توییتر، اینستاگرام و غیره)
•    پوشش آنلاین بدست آمده (روابط عمومی، رسانه های اجتماعی و reviewها)
•    بروشورهای آنلاین و کتابچه های تصویری
•    موارد مهم در برندینگ (لوگو، فونت و غیره)

تاکتیک ها

بهینه سازی موتور جستجو (SEO)

هدف از SEO بهینه کردن وبسایت شما به منظور بالا آوردن رتبه آن در صفحات نتایج موتور جستجو و به دنبال آن افزایش میزان ترافیک ارگانیکی است که وبسایت شما دریافت می کند.

بازاریابی محتوا (Content Marketing)

این روش شامل خلق و ارتقای ارزش محتوا با هدف ایجاد آگاهی از برند، رشد ترافیک، تولید Lead و یا مشتری می باشد.

بازاریابی درونگرا / ربایشی (Inbound Marketing)

این روش به منزله بکارگیری رویکرد "قیف کامل" برای جذب، تبدیل، متقاعد کردن مشتری برای خرید و جلب رضایت آنها با استفاده از محتوای آنلاین می باشد.

بازاریابی رسانه های اجتماعی (Social Media Marketing)

به معنای فرایند ارتقای برند شما و محتوای کانال های رسانه های اجتماعی به منظور افزایش آگاهی از برند، تولید ترافیک و Lead برای کسب و کار شماست.

هزینه به ازای کلیک (PPC)

روشی است برای جذب ترافیک به وبسایت شما بوسیله پرداخت هزینه ای مشخص به منتشر کننده تبلیغ شما به ازای هر باری که روی آن کلیک می شود. یکی از رایج ترین انواع این روش Google Adwords است.

بازاریابی رابطه ای (Affiliate Marketing)

نوعی از تبلیغات مبتنی بر عملکرد است که در آن شما در ازای اقدامات بازاریابی خود برای محصولات و خدمات شخصی دیگر کمیسیون دریافت می کنید.

Native Advertising

این روش مربوط به تبلیغاتی است که در درجه اول محتوا محور بوده و در یک پلتفرم در کنار محتواهای غیر پولی ظاهر می شوند. پست های اسپانسر شده BuzzFeed نمونه خوبی از این روش تبلیغاتی هستند. با این حال، افراد زیادی تبلیغات در رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و اینستاگرام را Native تلقی می کنند.

خودکارسازی بازاریابی (Marketing Automation)

در بحث خودکارسازی بازاریابی معمولاً از نرم افزارهای خاصی با هدف خودکار کردن اقدامات بازاریابی استفاده می شود. بسیاری از بخش های دست اندر کار در حوزه مارکتینگ هیچ نوع ابزاری برای انجام دادن خودکار وظایفی مانند ارسال ایمیل و به روز رسانی صفحات اجتماعی و وبسایت خود ندارند.

ایمیل مارکتینگ (Email Marketing)

کمپانی ها از ایمیل مارکتینگ به عنوان روشی برای برقراری ارتباط با مخاطبان بهره می گیرند. معمولاً از ایمیل برای ارائه محتوا، با خبر کردن افراد از تخفیف ها و رویدادهای برند و همچنین هدایت آنها به سمت وبسایت آن کسب و کار استفاده می شود.

روابط عمومی آنلاین (Online PR)

روابط عمومی آنلاین شامل فرایندی است با هدف محافظت از پوشش آنلاین بدست آمده بوسیله نشریه های دیجیتال، بلاگ ها و سایر وبسایت های محتوا محور. این روش شباهت زیادی به روابط عمومی سنتی دارد؛ با این تفاوت که در فضای آنلاین صورت می گیرد.

تفاوت بین دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی درونگرا / ربایشی چیست؟

این دو مفهوم در ظاهر مشابه به نظر می رسند؛ از این جهت که در درجه اول هر دو آنلاین هستند و هر دو روی ایجاد محتوای دیجیتال برای مصرف افراد تمرکز می کنند. پس تفاوت این دو چیست؟
عبارت "دیجیتال مارکتینگ" تفاوتی بین تاکتیک های بازاریابی کششی (Pull) و فشاری (Push) (یا مفاهیمی که امروزه تحت عنوان " درونگرا / ربایشی" و "برونگرا" از آنها یاد می شود) قائل نمی شود و هر دوی این تاکتیک ها در زیر چتر دیجیتال مارکتینگ قرار می گیرند.
تاکتیک های برونگرای (Outbound) دیجیتال در پی آن هستند که یک پیام تبلیغاتی را مستقیماً پیش روی انبوهی از افراد در فضای آنلاین قرار دهند و در این بین مسائلی مانند مرتبط بودن آن پیام و مورد استقبال قرار گرفتن آن از جانب کاربران به هیچ وجه مطرح نیست. به عنوان مثال، بنرهای تبلیغاتی پر زرق و برق که شما اغلب در بالای بسیاری از وبسایت ها مشاهده می کنید ابزاری هستند برای ارائه و در واقع "هول دادن" (Push) آن محصول یا تبلیغ به افرادی که لزوماً آمادگی پذیرش آن را ندارند.
از طرف دیگر، بازاریابانی که تاکتیک های درونگرا/ ربایشی (Inbound) دیجیتال را بکار می برند از محتوای آنلاین به عنوان راهی برای جذب مشتریان هدف به وبسایت خود و از طریق فراهم آوردن ارزش هایی مفید و مؤثر برای کاربر استفاده می کنند. یکی از ساده ترین و در عین حال قدرتمندترین ابزارها در دیجیتال مارکتینگ درونگرا / ربایشی وبلاگ ها هستند که به وبسایت شما اجازه می دهد از کلید واژه هایی که مشتریان ایده آل شما در جستجوی آنها هستند نهایت استفاده را ببرید.
در انتها اینطور می توان نتیجه گرفت که بازاریابی درونگرا / ربایشی روشی است که از دارایی ها و ارزش های مهم در دیجیتال مارکتینگ برای جذب، تبدیل، متقاعد کردن مشتری برای خرید و جلب رضایت آنها در فضای آنلاین استفاده می کند. از سوی دیگر، دیجیتال مارکتینگ واژه ای مادر برای توصیف هر گونه تاکتیک بازاریابی است فارغ از این که این تاکتیک ها درونگرا باشند یا برونگرا.

آیا دیجیتال مارکتینگ برای همه کسب و کارها اعم از B2B و B2C مؤثر است؟

دیجیتال مارکتینگ برای هر کسب و کار و در هر صنعتی کارامد و تأثیرگذار است. صرفنظر از این که کمپانی شما چه محصولات یا خدماتی را می فروشد، دیجیتال مارکتینگ به کمک شما می آید تا تیپ شخصیتی (Persona) مشتریان را استخراج کرده تا بتوانید نیازهای آنها را شناسایی کرده و محتوای آنلاین ارزشمندی را ایجاد نمایید. البته این بدان معنا نیست که همه کسب و کارها باید باید استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود را به یک صورت پیاده سازی نمایند.

برای کسب و کارهای B2B یا تجارت به تجارت (Business to Business):

اگر کمپانی شما از نوع B2B است، اقدامات دیجیتال مارکتینگ شما باید با مرکزیت تولید Lead آنلاین صورت پذیرد و هدف نهایی شما باید برقراری تماس فرد با تیم فروش شما باشد. به همین دلیل، نقش استراتژی بازاریابی شما در جذب و تبدیل Leadهای با کیفیت بالا برای فروشندگان شما و از طریق وبسایت و کانال های دیجیتال است.
علاوه بر وبسایت، بد نیست که تصمیم بگیرید تمرکز خود را روی کانال های مرتبط با کسب و کار مانند LinkedIn نیز بگذارید.

برای کسب و کارهای B2C یا تجارت به مصرف کننده (Business to Consumer):

اگر تجارت شما از نوع B2C است، بسته به قیمت محصولاتی که ارائه می دهید به نظر می رسد که هدف اقدامات دیجیتال مارکتینگ شما باید جذب افراد به وبسایت و تبدیل آنها به مشتری بدون نیاز به برقراری تماس با فروشندگان شما است.
به همین دلیل، شما نباید تمرکز خود را روی تولید Lead به معنای سنتی آن بگذارید و باید تلاش کنید تا سفر خریدار را از لحظه ای که وارد سایت شما می شوند تا لحظه ای که خرید خود را نهایی می کند تسریع ببخشید. این مسئله بدین معناست که ویژگی های محصولات شما در محتوای وبسایت نسبت به حالت B2B در جایگاه بالاتری از "قیف بازاریابی" (Marketing Funnel) قرار می گیرد و در نتیجه شما باید Call to Actionهای قوی تری را در سایت خود در نظر بگیرید.
برای کمپانی های B2C کانال هایی مانند اینستاگرام و Pinterest موفق تر از پلتفرم های اختصاصی کسب و کار مانند LinkedIn عمل می کنند.

مزایای اصلی دیجیتال مارکتینگ کدامند؟

بر خلاف اکثر اقدامات آفلاین بازاریابی، دیجیتال مارکتینگ این امکان را به صاحبین کسب و کار و بازاریاب ها می دهد که نتایج کارهای خود را بطور Real-time مشاهده کنند. اگر یک آگهی تبلیغاتی از شرکت خود را در یک روزنامه منتشر کنید، پس از آن به سختی می توانید بفهمید یا حتی تخمین بزنید که چند نفر آن صفحه خاص را ورق زده و آگهی شما را دیده اند. بنابراین، هیچ راه مطمئنی برای تشخیص این که چند درصد از فروش شما بخاطر نشر آن آگهی بوده وجود ندارد.
از طرف دیگر، با دیجیتال مارکتینگ به راحتی می توانید میزان ROI یا بازگشت سرمایه را در هر جنبه ای از اقدامات بازاریابی خود اندازه گیری کنید.
در اینجا به چند مثال اشاره می کنیم:

ترافیک وبسایت

با استفاده از دیجیتال مارکتینگ می توانید تعداد دقیق افرادی که از سایت شما بازدید می کنند را بطور همزمان ببینید. یکی از ابزارهای که دیجیتال مارکتینگ در این زمینه در اختیار شما قرار میدهد نرم افزارهای تحلیل دیجیتال مانند HubSpot می باشد. با کمک این ابزار شما می توانید علاوه بر دسترسی به آمار دقیق بازدید سایت خود از موارد با اهمیت دیگری از جمله این که بازدیدکنندگان چند صفحه از وبسایت شما را دیده اند، با چه وسیله ای (موبایل، کامپیوتر، تبلت) از سایت شما بازدید کرده اند، از چه مسیری به سایت شما هدایت شده اند و سایر داده های تحلیلی دیجیتال مطلع شوید.
این دانش بدست آمده به شما کمک می کند تا کانال های بارازیابی خود را بر اساس میزان ترافیکی که هر کدام از آنها برای سایت شما به همراه داشته اند اولویت بندی کرده و با توجه به آن تصمیم بگیرید که کدام یک از این کانال ها احتیاج به تمرکز و صرف زمان بیشتر و یا کمتری دارند. به عنوان مثال، اگر تنها 10% ار ترافیک وبسایت شما در نتیجه جستجوی ارگانیک است باید متوجه شوید که شما باید زمان بیشتری را به SEO (بهینه سازی موتور جستجو) اختصاص دهید تا این درصد رشد داشته باشد.
این در حالی است که در بازاریابی سنتی یا آفلاین پی بردن به نحوه تعامل افراد با برند شما بسیار دشوار است و فقط زمانی می توان استنباطی از این موضوع داشت که فرد با فروشنده شما به نوعی تماس برقرار کرده یا محصولی را از شما خریداری نماید. اما در دیجیتال مارکتینگ شما قادر هستید قبل از این که افراد به مرحله آخر سفر خرید خود برسند، روندها و الگوهای رفتاری آنها را شناسایی کرده و در نتیجه بتوانید تصمیمات حساب شده تری را در رابطه با نحوه جذب آنها به وبسایت خود و درست در نقطه بالایی قیف بازاریابی بگیرید.

عملکرد محتوا و تولید Lead

تصور کنید که شما یک بروشور برای محصول خود تهیه کرده و آن را از طریق پست به صندوق پستی افراد ارسال کرده اید. این بروشور شکلی از محتواست البته از نوع آفلاین. مشکلی که اینجا با آن بر می خورید این است که شما به هیچ وجه متوجه نخواهید شد که چند نفر بروشور شما را دیده یا اصلاً چند نفر آن را مستقیماً به سطل آشغال انداخته اند.
حال تصور کنید که شما همان بروشور را در وبسایت خود قرار داده اید. هم اکنون شما این توانایی را دارید که تعداد افرادی را که از صفحه میزبان این بروشور بازدید کرده اند را بطور دقیق اندازه بگیرید. همچنین می توانید اطلاعات تماس کاربرانی که بروشور شما را دانلود می کنند را با باز کردن یک فرم برای آنها جمع آوری نمایید. در این روش شما نه تنها آمار تعداد افرادی که با محتوای شما ارتباط برقرا کرده اند را کسب کرده اید بلکه تعدادی Lead با صلاحیت و شایسته نیز از بین افرادی که بروشور را دانلود کرده اند تولید کرده اید.

Attribution Modeling

زمانی که یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ مؤثر با ابزار و تکنولوژی های درست و مناسب ترکیب گردد می تواند مسیر فروش را تا اولین نقطه تماس مشتری با کسب و کار شما ردیابی نماید. به این فرایند Attribution Modeling گفته می شود که این امکان را برای شما مهیا می کند تا بتوانید الگوهای مربوط به شیوه تحقیق کردن افراد و خرید محصول شما توسط آنها را شناسایی کنید؛ در نتیجه شما را یاری خواهد داد تا تصمیمات اصولی تری را راجع به بخش هایی از استراتژی بازاریابی که استحقاق دریافت توجه بیشتر از جانب شما دارند و همچنین بخش هایی از فرایند فروش که نیازمند اصلاحات می باشند، اتخاذ نمایید.
طبق تحقیقات صورت گرفته، پر کردن فاصله بین بازاریابی و فروش به شدت مهم است و کمپانی هایی که از هم ترازی قوی بین بازاریابی و فروش خود برخوردارند به نرخ 20% رشد در سال می رسند. در مقایسه با این گروه، کمپانی هایی که در این زمینه ضعیف عمل می کنند دچار 4% افت در درآمد خود می شوند. اگر بتوانید سفر مشتری خود را با استفاده از تکنولوژی های دیجیتال و در طی چرخه خرید تقویت کنید به احتمال زیاد می توانید تأثیر مثبتی روی میزان سود کسب و کار خود بگذارید.

چو نوع محتوایی باید تولید کرد؟

نوع محتوایی که تولید می کنید بستگی به نیاز مخاطب شما در مراحل مختلف سفر خریدار دارد. کار خود را باید با خلق تیپ شخصیتی خریدار (Buyer Persona) آغاز کنید تا به اهداف و چالش های مخاطبان خود در ارتباط با کسب و کار خود پی ببرید. در وهله اول، محتوای آنلاین شما باید به مخاطبان کمک کند تا به اهداف خود رسیده و به چالش های پیش روی خود غلبه کنند.
سپس باید به این نکته بیندیشید که آنها چه زمانی آمادگی این را دارند که این محتوا را در ارتباط با مرحله ای از سفر خرید که که در آن قرار دارند مصرف نمایند. به این کار "نقشه برداری محتوایی" (Content Mapping) می گویند.
هدف از استفاده از نقشه برداری محتوایی هدف گرفتن محتوا با توجه به عوامل زیر است:
1.    مشخصات کسی که آن را مصرف خواهد کرد (اینجاست که تیپ شخصیتی خریدار مطرح می شود).
2.    میزان نزدیکی شخص به انجام خرید (به معنی مرحله چرخه زندگی آنها)
در رابطه با قالب محتوا گزینه های زیادی وجود دارد که ما در اینجا چند نمونه از بهترین انتخاب ها در هر مرحله از سفر خریدار را به شما پیشنهاد می دهیم:

مرحله آگاهی

•    پست های وبلاگ: در کنار یک SEO قوی و استراتژی کلید واژه، راهی عالی برای افزایش ترافیک ارگانیک شما به شمار می روند.
•    اینفوگرافی ها: قابلیت اشتراک گذاری بالایی دارند؛ به این معنا که شانس دیده شدن شما را در مواقعی که بقیه محتوای شما را به اشتراک می گذارند، بالا می برند.
•    ویدیوهای کوتاه: این ها نیز مانند اینفوگرافی از قابلیت اشتراک گذاری بالایی برخوردار بوده و به برند شما کمک می کنند تا با قرار گرفتن در پلتفرم های میزبان مانند YouTube توسط مخاطبان جدید دیده شوند.

مرحله تفکر

•    کتاب های الکترونیک: این منابع وسیله ای کارامد برای تولید Lead هستند به این دلیل که نسبت به پست های وبلاگ و اینفوگرافی جامع تر بوده و این بدان معناست که فرد در ازای دریافت آن کتاب تمایل بیشتری به تبادل اطلاعات تماس خود نشان خواهد داد.
•    گزارشات آنلاین: مجدداً این مورد نیز محتوایی بسیار ارزشمند به شما می دهد که تأثیر زیادی در تولید Lead دارد. اگرچه که گزارشات تحقیق و داده های جدید می توانند در مرحله آگاهی نیز برای صنعت شما  مؤثر باشند؛ چرا که معمولاً بوسیله رسانه ها یا مطبوعات صنعتی انتخاب می شوند.
•    وبینار: به عنوان یک مدل جزئی تر و تعاملی تر از محتوای ویدیویی، وبینارها یا سمینارهای اینترنتی قالبی مؤثر در مرحله تفکر هستند چرا که محتوایی که ارائه می دهند بسیار جامع تر از پست های وبلاگی یا ویدیوهای کوتاه است.

مرحله تصمیم گیری

•    مطالعه موردی: انجام مطالعات موردی مفصل روی وبسایت شما می تواند نوعی مؤثر از محتوا برای کسانی باشد که آماده تصمیم گیری برای خرید هستند چرا که به شما کمک می کند تأثیر مثبتی روی تصمیم آنها بگذارید.
•    توصیه نامه: اگر مطالعات موردی برای کسب و کار شما مناسب نیستند، جمع آوری توصیه نامه های کوتاه پیرامون وبسایتتان گزینه خوبی برای شماست. برای برندهای B2C لازم نیست که سخت گیری زیادی برای توصیه نامه ها به خرج دهید. اگر شما صاحب یک برند پوشاک هستید، این توصیه نامه ها ممکن است به شکل عکس هایی از افرادی باشد که لباس های شما را به تن دارند و یا بصورت استفاده کاربران از هشتگ های برند شما باشد که می تواند به شما کمک شایانی کند.

چقدر طول می کشد تا به نتیجه برسیم؟

در مورد دیجیتال مارکتینگ شما قادر خواهید بود نتایج را خیلی زودتر از بازاریابی آفلاین بدست آورید زیرا اندازه گیری ROI یا میزان بازگشت سرمایه در آن بسیار آسان تر است. البته، این مسئله در نهایت بطور کل به مقیاس و تأثیر استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما وابسته است.
اگر شما زمان خود را بطور بهینه صرف ساخت تیپ های شخصیتی جامع از خریداران خود کرده تا نیاز مخاطبان خود را شناسایی نمایید و همچنین تمرکز خود را روی ایجاد محتوای آنلاین با کیفیت کنید تا آنها را جذب و تبدیل کنید، در این حالت به احتمال خیلی قوی نتایج مطمئنی را در شش ماه اول کار خود خواهید دید.
اگر تبلیغات پولی جزئی از استراتژی دیجیتال شما باشد، در این صورت نتایج حتی خیلی سریع تر خود را نمایان می سازند. اما توصیه ما به شما این است که تمرکز خود را روی دسترسی ارگانیک (یا مجانی) خود و با استفاده از محتوا، SEO و رسانه های اجتماعی بگذارید تا به موفقیتی طولانی مدت و پایدار برسید.
آیا برای دیجیتال مارکتینگ به بودجه زیادی نیاز دارم؟
تصمیم گیری درباره این مسئله نیز مانند همه مواردی از این دست به این بستگی دارد که شما می خواهید چه عناصری از دیجیتال مارکتینگ را به استراتژی خود بیفزایید.
با فرض این که شما وبسایت خودتان را دارید و تمرکز خود را روی تکنیک های درونگرا مانند SEO، رسانه های اجتماعی و خلق محتوا گذاشته اید، خبر خوبی که برای شما داریم این است که شما به بودجه هنگفتی نیاز ندارید. در بازاریابی درونگرا تمرکز اصلی روی خلق محتوای با کیفیت است که مورد مصرف مخاطب باشد و در صورتی که نخواهید کار خود را برون سپاری کنید،  زمان تنها سرمایه ای است که به آن نیاز پیدا خواهید کرد.
اما در مورد تکنیک های برونگرا مانند تبلیغات آنلاین و خرید لیست ایمیل افراد بدون شک شما متحمل هزینه می شوید که میزان این هزینه به نوع توجه و شهرتی که در نتیجه تبلیغات در انتظار دریافت آن هستید بستگی دارد.
به عنوان مثال برای پیاده سازی PPC با استفاده از Google Adwords شما باید در کنار سایر کمپانی های فعال در حوزه صنعتی خود به پیشنهاد قیمت بپردازید تا بتوانید شانس خود را برای دیده شدن در بالای صفحه نتایج جستجوی کلید واژه مرتبط با کسب و کارتان در گوگل بالا ببرید. بسته به میزان رقابت موجود در کلید واژه انتخابی شما، این قیمت ممکن است کاملاً معقول یا به شدت گران باشد. به همین است که همواره توصیه می شود که به ارتقای سطح دسترسی ارگانیک خود هم اهمیت فراوان دهید.

بازاریابی موبایل در کدام قسمت معادله وارد می شود؟

یک مؤلفه کلیدی دیگر در دیجیتال مارکتینگ، بازاریابی موبایل یا موبایل مارکتینگ است. در حقیقت، استفاده از موبایل بطور کلی 60% از زمان صرف شده در رسانه های دیجیتال را به خود اختصاص می دهد و سایر رسانه های دیجیتال Desktop، 40% ما بقی را پر می کنند. این بدان معناست که آگهی های دیجیتال، صفحات وب، تصاویر رسانه های اجتماعی و هر آنچه که به فعالیت شما در موبایل مربوط است باید الزاماً بهینه سازی شود. اگر کمپانی شما اپلیکیشن موبایلی دارد که به کاربران امکان برقراری ارتباط با برند و خرید محصولات شما را می دهد، در این صورت اپلیکیشن شما نیز در زیر چتر دیجیتال مارکتینگ قرار می گیرد.
افرادی که بصورت آنلاین و از طریق گوشی های موبایل خود با کمپانی شما ارتباط برقرار می کنند باید همان تجربه مثبتی را از شما بگیرند که کاربران Desktop دریافت می کنند. در حقیقت، شما باید با پیاده کردن یک طراحی سایت سازگار با موبایل یا واکنش گرا (Responsive) تجربه اینترنتی دلپذیری را برای کاربران موبایل مهیا کنید. در این راستا بد نیست که طول فرم های تولید Lead خود را نیز کاهش داده تا برای افراد پر مشغله ای که در حال دانلود محتوای شما هستند تجربه آسوده و راحتی را به ارمغان بیاورید. در مورد تصاویر رسانه های اجتماعی هم باید حتماً کاربر موبایل را در نظر بگیریم؛ از جمله این که ابعاد تصویر در گوشی موبایل کوچک تر است و حجم متن هم محدود باشد.
راه های زیادی وجود دارد که شما از طریق آنها می توانید ابزارهای دیجیتال مارکتینگ خود را برای تطابق با خواسته های کاربران موبایل بهینه سازی نمایید. در هنگام پیاده سازی هر گونه استراتژی دیجیتال مارکتینگ اندیشیدن به تجربه ای به گوشی موبایل منتقل می شود اهمیت فراوانی دارد. با لحاظ کردن این عوامل شما همواره تجارب دیجیتالی خود را خلق خواهید کرد که برای مخاطبان کاربردی بوده و در نتیجه آن شما هم به نتایجی که در آرزوی آن هستید خواهید رسید.